تبليغاتX
آلما



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


آلما

هرچه می خواهد دل تنگم ، به آلما می گم!

اولین "جنس اول" و اولین " مترجمانه" با هم هستند یعنی ترجمه فمینیستی.

خانم لوئیز فون فلوتو که استاد دانشگاه اوتاوا هستند، زمستان گذشته در دانشگاه علامه دو سخنرانی داشتند که یکی از انها دربارهء جنسیت در ترجمه بود. چند روز پیش که متن سخنرانی را لای یکی از کتابهایم کشف کردم! قسمتی از آن به نظرم خیلی جالب امد که ترجمه اش کردم:

"مری فیل کورساک" ترجمه ای از فصل آفرینش انجیل ارائه کرده است که نکات جدیدی دارد.ا بتکار او دراین ترجمه این است که تلاش کرده است هر کلمهء عبری رابا کلمهء هم معنی اش درانگلیسی جایزگزین کند و برداشتهای تفسیری از کلمات را نادیده بگیرد.این کار به تغییراتی دراسطورهء آفرینش منجر شده است.مثلا او کلمهء "حوا" را که همیشه "eve" ترجمه می شود ، با توجه به ریشه اش در زبان عبری ، "life" ترجمه کرده است. ابتکار دیگر او این است که کلمهء "adam'' را که معمولا' 'man'' یا ''Adam'' ترجمه می شود ، به دلیل نزدیکی به کلمهء ''adamah" که به معنی " ground"است به صورت "groundling" ترجمه کرده است که بر خلاف ترجمه ها و برداشتهای معمول،  یک مرد نیست ، بلکه موجودی است بدون جنسیت. و بنابراین چون پیش از اینکه این موجود صاحب جنسیت شود ، "حوا" آفریده شده است ، زن قبل از مرد خلق شده است.

حرفک۱:به نظرمن که کار خیلی با حالی بوده. دمش گرم! البته حتی اگر حوا پس از یک مرد آفریده شده بود هم مهم نبود، چون همهء پسران آدم را زنان به دنیا آورده اند و وجودشان به زنان وابسته بوده و هست.!

حرفک۲:ترجمهء من یک ترجمهء آزاد بود چون متن اصلی توضیحات بیشتری داشت و خیلی طولانی بود.

+نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1384ساعت8:9 بعد از ظهرتوسط آلما | |

مترجمانه بخشی است مربوط به ترجمه که یکی از عشقهای من است. هر چیزی که به ترجمه مربوط باشد (چه تئوری ، چه عملی، چه هر دو و چه هیچکدام!!!!!!!!)در این بخش خواهد بود.

+نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1384ساعت7:5 بعد از ظهرتوسط آلما | |

جنس اول بخشی از آلماست که قرار است دربارهء مسائل "جنس اول" (همان جنس دوم سابق!)باشد. اگر قرارباشد خودمان هم به خودمان بگوئیم "جنس دوم" کلاهمان بیشتر از این پس معرکه خواهد بود!پس"جنس اول" بخش فمینیستی آلماست که برای من خیلی مهم است. هر چند که نظرات فمینیستی من در برخی مواردبا گفتمان رایج فمینیستی متفاوت است.(از بس که من متفکرواندیشمندم!!!!!)

+نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1384ساعت6:59 بعد از ظهرتوسط آلما | |

خیلی وقت بود که می خواستم آلما را بنویسم، ولی نمی توانستم شروع کنم. تا اینکه امشب واقعا دلم خواست که الما را داشته باشم ، پس شروع کردم. قرار است آلما دوست من باشد و همهء حرفهایم را به او بگویم: ازحرفهای دلم تا حرفهای فلسفی و فمینیستی. می خواهم با آلما بنویسم حتی اگر هیچکس آلما را نخواند. ولی اگر کسی آلمای مرا خواند،دوست دارم نظر بدهد، حتی یک کلمه هم کافی است.

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت0:13 قبل از ظهرتوسط آلما | |

به نام مهربانترین:

یکی بود یکی نبود. دختر کوچولوئی بود که خیلی تنها بود. یه روز که دلش خیلی خیلی گرفته بود خواست با کسی حرف بزنه که دید کسی دوروبرش نیست ، همه دوست داشتن حرفای خودشونو بزنن نه اینکه به حرفای اون گوش بدن. کمی که فکر کرد دید شاید آلما بتونه حرفاشو گوش کنه، پس...با آلما دوست شد.

+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت11:45 بعد از ظهرتوسط آلما | |