|
داشتم در وب ول می گشتم که به گزارشی در مورد گشت ارشاد برخوردم و حالم گرفته شد، اول فکر کردم یک جور طنز است، اصلا فکر نمی کردم آششان اینقدر شور باشد:
"... اتاق تعويض لباس شبيه يك آشپزخانه كوچك خالي است. يك سينك ظرفشويي، چند كتري و چند كابينت كوچك درب و داغان. مانتويي كه برايم آوردهاند را تنم ميكنم و از اتاق بيرون ميزنم. خانم پليس بيرون اتاق ايستاده نگاهي به سرتاپايم مياندازد و ميگويد: «مانتوي قبليات را به من بده. اين مانتو ديگر برايت قابل استفاده نيست. پيش ما بماند بهتر است.» " "... اما چيزي كه بيشتر از همه جلب توجه ميكند، دختر جواني است كه تخته وايتبرد كوچكي را جلويش ميگيرد و يك خانم پليس با دوربين رو به رويش ميايستد و از او عكس مياندازد. برق فلاش دوربين همه را ميخكوب ميكند و اعتراضها شروع ميشود. «شما كه گفتيد فقط تعهد ميگيريد. پس چرا عكس؟»، «خانم براي چي عكس!» «ما رو به هواي تعهد آوردين مگه ما مجرميم كه عكس بندازيم.» خانم پليسي كه مسنتر از همكارانش است از صندلياش بلند ميشود و با صداي بلند ميگويد: «خب آرام باشيد، شلوغ نكنيد. هيچي نيست مگه داريم چي كار ميكنيم يك عكس ساده است.»" می توانید گزارش کامل را در سایت هفته نامه 40 چراغ بخوانید. حرفک۱: فکرش را بکنید که به خاطر کم بودن نیم وجب پارچه با دختران مثل قاتلها رفتار می کنند. ( البته نه همه قاتلها، در این خراب شده بعضی قاتلها حتا می توانند فیلمساز شوند و به فرهنگ خدمت کنند.) حرفک۲: ملتی به این ماستی نوبر است، اساسی!
|
About![]()
Archivesآبان 1386مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 آذر 1384 آبان 1384 Links
دانشنامه زنان |